Friday, September 5, 2014
بچه جون ديروز ديدمت، خودِ خودت و... سه بعدي، واقعي تر از قبل.. صداي قلبت و براي اولين بار شنيدم، ديدمت كه تكون مي خوري، دستهات و بالا پايين مي بري و انگشتهات و باز و بسته مي كني. بچه جون هممون خيلي احساساتي شديم از ديدنت، مامان شيوات چه گريه اي كرد، من و بابات هم بغض كرديم. بچه جون ديگه الان برام واقعي تر از قبلي، زود بيا پيشم ديگه مي خوام از نزديك ببينمت و بغلت كنم. بچه جونم دوستت دارم
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment